صائن الدين على بن تركه
273
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
من آن مومم كه دعوى من آن است * كه من فولاد را فولاد كردم شيخ ابو طالب بشنيد . گفت : هو خالق العدم كما هو خالق الوجود . يعنى تقدم ذاتى و فاعليت رب موقوف بر وجود او نيست ، چه همچنانچه وجود يك پرتوى است از انوار كمالش عدم نيز « 1 » كه در مقابل او واقع گشته همين سبيل دارد ، پس هر دو در مخلوقيت مشتركاند و شك نيست كه خالق بههرحال مقدم خواهد بود و حسين منصور در اين باب گفته است « 2 » : ولدت امى اباها ان ذا من اعجبات * اننى طفل صغير فى حجور « 3 » المرضعات يعنى ما در قابليت كه هرچه در ولادت وجودى از بطن او به در آمده پدر خود را يعنى آنكه هرچه هست حتى قابل در ولادت ظهورى از ظهر او پيدا مىتواند شد ، بزاد و آن عبارت از فاعل است ، چرا كه قابل در ظهور به صورت مقبولهء خودش در عالم كه ولادت ظهورش آن است ، محتاج به فعل فاعل و ظهور اثر او است و حال آنكه فاعل مذكور يكى از فرزندان قابل اول است كه مادر وجودى همه او است و عطار هم نزديك اين قصد كرده « 4 » آنجا كه گفته : از آن مادر كه من زادم دگرباره شدم جفتش * از آنم گبر مىخوانند كه با مادر زنا كردم اينها سخنان اولياى پيشين است در اين باب . فاما سخن آن بزرگ كه فاتح ابواب خصايص حضرت ختمى او است اين است كه : « من شأن الحكم الالهى : انه ما سوى محلا الا و لا بد أن يقبل الفيض التجلى الدائم ، الذى لم يزل و لا يزال روحا الهيا عبر بالنفخ فيه و ما هو الا حصول الاستعداد من تلك الصورة المسواة ، فما بقى الا قابل و القابل لا يكون الا من فيضه الاقدس » . مؤداى اين سخن آن است كه از شأن حكم الهى كه هرچه واقع شدنى
--> ( 1 ) - ن : نيز در . ( 2 ) - ن : ش . ( 3 ) - حجور جمع حجر : دامن . ( 4 ) - ن : قصد كرده ، ش .